انگشت ششم دست چپم

همه بدبختی هام از انگشت ششم دست چپم است . انگشتی که هیچ کس اون رو نمی بینه , جز خودم.نمی دونم چند نفر تو دنیا این انگشت ششم رو دارند. ولی فکر کنم هر مادری به یکی از این انگشت های ششم نیاز داره . مادری که خودش رو فراموش نکرده باشه و هنوز تو وجودش علاقه هاش و آرزوهاش بیداد می کنند. ولی درعین حال که این انگشت خیلی کاربردی هست بدبختی های خودش رو هم داره گاهی ناسازگاری می کنه. من سالهاست که این انگشت رو دارم . مادری که سه تا فرشته کوچولو داره حتما باید یکی از این انگشت ششمی ها داشته باشه. باید تند و تند به کارهای خونه برسم و به کارهای بچه ها رسیدگی کنم.تا زمانی هم به خودم و آرزوهام اختصاص بدم. صبح شده صداش می زنم. انگشت جان بیدار شو خیلی خوابیدی . باید شروع کنیم. کمک کن و جادوهایت را در من رها کن . غذا در حال درست شدن وقل زدن سر اجاق هست. لباس ها برروی طناب دارن قائم باشک بازی می کنند و گنجشک ها هم مسیولیت گرفتن اونها رو دارند. فراموش کردی وقت نوشتن است ,من تا قلم و کاغذ رو بیارم. تو چای دم کن . چیدن فنجان و سفره با انگشت پنجم است و مابقی انگشت ها نان و پنیر و گردو را آماده می کنند. به جنب وقت کم میاریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *