فارغ از تمام مکتب ها

تمام مکتب های ادبی ، سورئالیسم ، دادائیسم ، باروک ، کوبیسم ، ناتورالیسم ، فوتوریسم ، رومانتیک ، روماتیسم ، همه را گشتم ، تا تو را بیابم . تا تو را باخود از دنیای کتاب ها و مکتب ها بیرون بیاورم تا همراه مکتب من بشوی . اما تو را نمی یابم . دست در دست هم تمام پیرنگ ها را قدم بزنیم . تمام طول و عرض داستان ها را طی کنیم . تمام شخصیت های داستان را به خاطر من کنار بگذاری تا به من برسی . تمام مکتب ها و قوانین رد پشت سر بگذاری تا به مکتب من ، مکتب عشق برسی . با هم در دنیای کاغذها قدم بزنیم و زاویه دید خود را از اول شخص و دوم شخص و سوم شخص رها کنی و زاویه دید تو من باشم و من .
تمام دیالوگ ها را با چشمانمان به هم بگوییم و رد کنیم تمام چالش های داستانی را . در آخر فقط من و توباشیم و بس ، فارغاز تمام مکتب ها . من و تو ما شویم و قلمی که نویسا باشد دل سرد شده تو را گرما بخشد ، تا شاید در جهانی دیگر تو را انکار نکنند ومنظره بودن و محبت تو نشوند . پس بیا دست در دست هم دنیای کاغذی را رد کنیم تا به پیرنگ ها برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *