من با قلمم به دنیای کاغذ ها قدم می گذارم و در اقیانوس واژگان غرق می شوم.


من با قلمم به دنیای کاغذ ها قدم می گذارم و در اقیانوس واژگان غرق می شوم.

به جایی می رسی دیگر نمی خواهی ساعت ها و روزها بنشینی و کتاب ها یت را ورق بزنی و به دنبال ایده باشی . با یک سطر خواندن و یک کلمه شنیدن دریای واژگان برسر تو سرازیر می شوند .
آن وقت است که سردو راهی می مانی ، واژگان برتو هجوم آورده اند و دستانت بی اختیار به طرف نوشتن می رود و می دانی تا ساعاتی دیگر نمی توانی قلم را به زمین بگذاری . راه دیگر ی که درپیش رو داری ، اینکه دوست داری کتاب را بخوانی و شخصیت های کتاب را دریابی . آن وقت است که می مانی به سمت کدام راه بروی . این زجر ، دوست داشتنی و پرلذت است .این همان زجری است که سال ها در پی اش بودم . فقط تو باسی ، تو و یک عالمه کاغذها و قلم .
می نویسم تو را ، آنقدر می نویسم تا تو خسته شوی و از دل کاغذها بیرون بیایی . دست در دست هم کمی قدم بزنیم . تو بگویی من گوش می کنم من بگویم و تو نظاره گرم باشی .تو از دنیای کاغذی بگویی ، و من از دنیای واژه ها.
واقعا این نوشتن با ما چه می کند ؟ تمام فکر و روحمان را با خود درگیر می کند . می خواهی رد شوی از تمام مرزهای کاغذی ، تمام شخصیت ها ی داستان را با خودت به بیرون بیاوری . بنشینی و یک دل سیر باهم گپ و گفت کنیم و ببینم واقعا آنها از نقش هایشان راضی هستند ، تام سایر ، شازده کوچولو ، ژان وارژان ، آقای فاک ، پیرمرد خنزر پتزر . آیا همگی از نقش ها و دیالوگ هاشون راضی هستند و تمام آنچه را که می خواهند به ما بگویند همین ها بود ؟!
من خودم و تمام انسان ها را نفرین می کنم که یک روز همگی نویسنده بشیم و طعم و لذت نوشتن و خواندن را با تمام سلول های وجودمان درک کنیم . و تا زمانی که در روز یک کیسه خون پر و پیمان کتاب و ایده به شما تزریق نشه راضی نباشید . پس من با قلمم به دنیای کاغذ ها قدم می گذارم و در اقیانوس واژگان غرق می شوم.

4 دیدگاه برای “من با قلمم به دنیای کاغذ ها قدم می گذارم و در اقیانوس واژگان غرق می شوم.

پاسخ دادن به admin لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *